چه نقشهایی باعث موفقیت یا شکست استارتاپ می شوند

چه نقشهایی باعث موفقیت یا شکست استارتاپ می شوند ( و دلیل اهمیت آنها)

اگر فکر می کنید داشتن یک ایده تجاری بسیار خوب و بودجه کافی، برای راه اندازی یک استارتاپ موفق کافی است، در اشتباهید.

75٪ از استارتاپ ها شکست می خورند و یکی از دلایل اصلی آن عدم وجود تیم مناسب برای موفقیت شرکت است.

استخدام افراد واجد شرایط برای شروع کار کافی نیست. 65٪ از استارتاپ ها به دلیل مشکلات مدیریتی ناکام هستند. بنابراین، هنگامی که در حال ساختن یک استارتاپ هستید، مهم این است که افراد مناسب را برای پست های مناسب استخدام کنید .

بنابراین, چه نقشه ای برای موفقیت استارتاپ ضروری است؟ در این مقاله ما می خواهیم به 9 نقش اصلی در یک شرکت استارتاپی نگاهی بیندازیم و اینکه چه چیزی برای موفقیت هر یک از آنها لازم است.

نقش هایی که در یک استارتاپ مهم هستند

چگونه می توانید افراد مناسبی را برای استارتاپ خود استخدام کنید و تیمی را ایجاد کنید که  شرکت را بسازد، بجای این که آن را به شکست برساند؟

براساس یک مطالعه میدانی در دانشگاه هاروارد، تجربه به تنهایی برای پیشرفت یک تیم جدید کافی نیست. بنابراین, برای استخدام افراد مناسب باید اطمینان حاصل شود که آنها متناسب با مدرک و به صورت عملی مناسب هستند. آنچه که مهم است، به اشتراک گذاشتن اشتیاق کارآفرینانه و بینش استراتژیک برای هدایت یک استارتاپ از دره مرگ به سمت رشد و بالندگی است.

مشاوره جهت جذب سرمایه گذار استارتاپ و پروژه های استارت اپی توسط تیم تکبا

راه های تماس از طریق بخش تماس با ما و مشاوره استارتاپ

بیایید به 9 نقشی که می تواند باعث شکست یا موفقیت استارتاپ باشد نگاهی بیندازیم.

شماره 1: مدیر ارشد اجرایی (CEO) -آرمان گرا

مدیر ارشد اجرایی (CEO) یک استارتاپ اغلب به عنوان آرمان گرا خوانده می شود. رهبر جامع. تصمیم گیرنده.

استعداد آنها در رویای بزرگ و پرشور آنچه شرکت می تواند در آینده به دست آورد نهفته شده است. اما این بدان معنا نیست که یک مدیرعامل بیشتر از بقیه تیم آرمان گرا  است و قدرت بیشتری ندارند. با این حال, چند مهارت اصلی وجود دارد که یک مدیرعامل استارتاپ باید در توانایی های خود داشته باشد:

مدیر ارشد اجرایی (CEO)
مدیر ارشد اجرایی (CEO)
  • آینده نگری

نوع آشکار از واژه  “آرمان گرایی”. یک مدیرعامل آینده نگر باید به درون بنیان یک استارتاپ رسوخ کند. آنها باید دائما به دنبال فرصت هایی برای محصول خود در بین مشتریان و بازار باشند و جایگاه خود را در صنعت منتخبشان پیدا کنند. 44٪ از استارتاپ های ناکام  به دلیل عدم نیاز بازار به محصولاتشان از بین می روند, بنابراین یافتن نقاط ضعف (و رفع آن) یکی از بخشهای اصلی کار یک مدیر عامل است.

  • همه فن حریف باشد

یک استارتاپ, به ویژه در مراحل اولیه خود, نمی تواند مشاوران و متخصصانی را استخدام کند تا با کمک آنها بتواند چشم انداز خود را به واقعیت تبدیل کند. به همین دلیل یک مدیرعامل باید همه فن حریف باشد. آنها باید در انجام دادن چندین کار و حل بسیاری از مشکلات مختلف, توانا باشند.

هنگامی که آنها یک مشکل را برطرف کردند یا یک مورد را از لیست کارها حذف کردند, همیشه می پرسند, کار بعدی چیست؟ جایی برای عبارت “این کار من نیست” در نقش مدیر عامل وجود ندارد. درعوض, آنها همیشه افکار استراتژیکی در مورد کارهایی که می توانند برای پیشبرد شرکت انجام دهند, دارند.

  • آخرین مورد که اهمیت کمتری دارد, آنها یک رهبر هستند.

“اندرو کوهن” موسس و مدیرعامل Brainscape می گوید: “یک مدیرعامل خوب دائماً در حال سؤال است که آیا افراد مناسب در مکان های مناسب قرار دارند یا خیر.”

وی ادامه می دهد: “آیا لازم است نقشی مجدداً ساماندهی شود؟ آیا کارمندان ضعیف روی عملکرد بقیه تیم تأثیر می گذارند؟ آیا افراد شغل خود را دوست دارند؟ آیا ما نیاز به عقب نشینی تیمی در دوره خاصی از فعالیت شرکت داریم؟ آیا ما نیاز به چیزهای جدیدی داریم تا جای خالی نیازهای برآورده نشده را بگیرد ؟

“بهینه سازی مداوم برای تشکیل یک تیم شایسته, فعالیت دشواری است, اما با قرار دادن افراد مناسب در مکان های مناسب, به صورت فزاینده ای بهینه سازی انجام می شود.”

اگر یک مدیر عامل در صدر شرکت هدایت شود, بقیه تیم به دنبال آن هدایت می شود.

مسئولیت های اصلی مدیر عامل یک استارتاپ:
  • تنظیم استراتژی و رهبری
  • ایجاد و زندگی بخشیدن به فرهنگ, ارزش و مشی یک استارتاپ
  • استخدام و رهبری تیم اجرایی شرکت
  • اجرای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت
  • تصمیم گیری های مهم مدیریتی و عملیاتی
  • تمرکز بر نیازهای همه از سرمایه گذاران گرفته تا کارمندان, مشتریان و هیئت مدیره

شماره 2: مدیرارشد فناوری – نوآور

نقش یک مدیر ارشد فناوری (CTO) فقط مربوط به برنامه نویسی و توسعه نیست.

مدیر ارشد فناری یک استارتاپ، دست راست مدیر عامل است و به او کمک می کند تا استراتژی, تاکتیک ها و اهداف تجاری را برای پیشبرد شرکت اجرا کند. در مراحل اولیه استارتاپ, مدیر ارشد فناوری در سمت فناوری اطلاعات درجهت  توسعه شرکت قرار خواهد گرفت و به اختراع محصول قبل از پیشرفت شرکت در مراحل اولیه خود کمک می کند.

 

نقش مدیر CTO
نقش مدیر CTO
آیا یک CTO در استارتاپ فقط مسئول فناوری است؟

بله و خیر. در حالی که یک CTO باید تیم مهندسی استارتاپ را هدایت کند، وظیفه دارد که بر آنچه مشتری از محصول نهایی می خواهد متمرکز شود، و از آن برای افزایش درآمد شرکت استفاده کند.

در مراحل اولیه استارتاپ, یک CTO باید آستین خود را بالا بزند و کارهای دشوار را انجام دهد تا یک محصول یا خدمت را تولید کند. این به معنای انجام نقش های مختلف و هنگام صحبت از فن آوری استاد بودن در همه چیز، از جمله برنامه نویسی است.

سرگئی بوستروك CTO دو استارتاپ بوده است و می گوید كه این نقش به شخصی نیاز دارد كه بتواند هر چیزی را سریعتر از هر كس دیگری حل كند.

وی می گوید: ” برنامه نویسی وظیفه اصلی یک CTO نیست، اما او باید بداند که چگونه این کار را انجام دهد.”

“به عنوان مثال, اگر فرصت کم و کار ضرب الاجل باشد، یک CTO می تواند در کنار تیم خود کار کند یا در صورت نیاز به کمک وی, برنامه نویسی و آزمایش های لازم را انجام دهد.”

در نهایت، این یک مهارت فنی CTO است که آنها را از هم جدا می کند. اگر به دنبال استخدام یک CTO هستید کسی را انتخاب کنید که مهارت های نرم افزاری بیشتری نسبت به مهارت های فنی خود داشته باشد, ممکن است آنها برای نقش مدیر پروژه مناسب تر باشند.

مسئولیت های اصلی  CTO یک استارتاپ:
  • در مراحل اولیه, برنامه نویسی و توسعه محصول شرکت
  • توسعه و تنظیم دقیق استراتژی استارتاپ برای استفاده از منابع فناوری
  • اطمینان از اینکه تیم فنی در جایگاه خود قرار دارند و از زمان خود به طور مؤثر و کارآمد استفاده می کنند
  • تمرکز روی راههایی که تیم پیشتیبانی می تواند درآمد محصول را افزایش دهد
  • توسعه و اجرای زیرساختهای محصول

شماره 3: مدیر تولید

یک مدیر تولید به محصولی که یک استارتاپ تولید می کند حیات می بخشد. آنها وظیفه دارند که مشخص کنند محصول به چه کسی فروخته می شود و چگونه می تواند در اختیار خریداران قرار بگیرد.

مشاهده مطلب
استارت آپ استودیو و واحد تحقیق و توسعه

به زبان ساده, این وظیفه آنهاست که به مخاطبان هدف یک استارتاپ ارزش محصول را نشان دهند.

در روزهای آغازین یک استارتاپ, یک مدیر تولید اطمینان خواهد داد که محصول آماده بازار است و مهم تر از آن, نیاز بازار به آن وجود دارد. آنها به عنوان پلی بین محصول و مشتری عمل می کنند و جنبه­ های غیر فنی در مورد محصول را توسعه می­ دهند.مانند:

 

  • جایگاه یابی محصول (داخلی و خارجی): آنها وظیفه ایجاد جایگاه محصول برای تیم داخلی و توسعه پیام برای افراد هدف را دارند. و همچنین نحوه جایگاه یابی آن برای عموم (چطور از آن استفاده می شود؟ چه مشکلی را حل می کند؟)
  • ایجاد شخصیت: شخصیت کاربر (کسی که قصد استفاده از محصول را دارد؟) و شخص خریدار (اگر در حال فروش محصول به یک شرکت هستید, کسی که تصمیم خواهد گرفت که آیا آن را خریداری کند یا نه؟)
  • قیمت گذاری: ایجاد یک ساختار قیمت گذاری برای محصول بر اساس ارزش, نیاز بازار, هزینه تولید و هزینه فروش .

یک مدیر تولید همچنین باید به موسسین  استارتاپ در استراتژی, همراه با ایده و ویژگی ها کمک کند. وظیفه آنها ارتباط تیم تولید و ارزش محصول است, بنابراین تیم برای عرضه محصول آماده می شود. هنگامی که محصول به نتیجه رسید, مدیر تولید  نقشه راه را ایجاد می کند و برای دستیابی به ابتکارات و اهداف استراتژیک محصول خود, آنچه را که باید انجام شود اولویت بندی می کند .

در مورد ویژگی های محصول, مدیر تولید  شرایط لازم را برای هر ویژگی تنظیم کرده و چگونگی بهره مندی از تجربه کاربر را بررسی می کند. این مرحله نیاز به مدیر تولید  و تیم فنی دارد تا با همکاری هم اطمینان حاصل کنند که یک محصول بهتری را برای مشتریان خود ایجاد می کنند. در غیر این صورت, هر دو تیم تلاش بیهوده ای انجام می دهند.

مسئولیت های اصلی مدیر تولید استارتاپ:
  • از طریق تحقیق بفهمد و پیش بینی کند مشتری چه چیزی نیاز دارد.
  • اهداف و استراتژی های بازاریابی محصول را بسازد.
  • خطوط محصول و ایده های آزمایشی را برای فعال ماندن بازار ایجاد کند.
  • تعیین استراتژی قیمت گذاری محصول بر اساس هزینه های تولید, تقاضای بازار و تحقیقات
  • پیش بینی فروش هر محصول و تحلیل آن
  • مدیریت تیم تولید شرکت: برنامه ریزی, جلسات, نظارت بر نتایج و برگزاری دوره های آموزشی.

شماره 4: توسعه دهنده سازنده

نقش شغلی توسعه دهنده در یک استارتاپ, کنجکاوی و تمایل به نادیده گرفتن مرزها برای ایجاد یک محصول بسیار خوب است.

در مراحل اولیه استارتاپ, CTO ممکن است مسئول بخش مهم برنامه نویسی یک محصول باشد. اما با رشد شرکت, آوردن توسعه دهندگان امری اجتناب ناپذیر است. استارتاپ Cronofy  برروی سایت خود نوشت, که کار کردن در یک استارتاپ احتمالاً مهیج ترین مکان برای توسعه دهنده است به این دلیل که توسعه دهندگان می توانند ارباب سرنوشت خود باشند.

“همچنین یکی از سخت ترین مکان هاست زیرا احتمالاً از شبکه امنیتی و پشتیبانی بسیار کمی برخوردار خواهند بود.

“نقش های شغلی استارتاپ در بسیاری از موارد محدوده شغلی را به طور دقیق مشخص نمی­کند, زیرا آنها نمی دانند چه چیزی لازم است تا یک ایده خاص یا سطوح وضعیت  به وجود بیاید.”

بخش عمده ای از زمان توسعه دهنده صرف طراحی, کدنویسی, آزمایش و اشکال زدایی نرم افزاری خواهد شد. آنها همچنین باید برای توسعه کامل کد تلاش کنند تا محصولات و امکانات به موقع برای مشتریان عرضه شود.

برای استخدام توسعه دهنده مناسب فقط مهارت های فنی آنها مهم نیست. آنها باید مهارت های ارتباطی قوی داشته باشند, بتوانند در یک محیط تیمی کار کنند و به جزئیات توجه کنند تا بتوانند مشکلات محصول را برطرف کنند.

توسعه دهندگان خوب فقط روی کاغذ عالی نیستند. آنها باید واقعاً در یک تیم کوچک ادغام شوند, مایل به حل مشکل باشند و فراتر از محدوده شغلی خود باشند تا محصولی را به موقع تحویل دهند.

مسئولیتهای اصلی یک  توسعه دهنده استارتاپ:
  • برنامه نویسی, طراحی, آزمایش و اشکال زدایی نرم افزار
  • بررسی سیستم های رایج
  • با بقیه تیم استارتاپی از جمله CTO, طراحان و مدیر تولید همکاری نزدیکی داشته باشد تا محصول مطابق با استراتژی شرکت باشد.
  • ایجاد و ارائه ایده هایی برای پیشرفت در نرم افزار و سیستم (و طرح های پیشنهادی هزینه را با آنها در میان بگذارید)
  • تست و به روز رسانی قبل از ارائه محصولات
  • نوشتن و تهیه کتابچه های آموزشی برای مشتریان
  • نگهداری و نظارت بر سیستم ها در هنگام ارائه محصولات برای به حداقل رساندن اختلال

شماره 5: عملیات – سازماندهی

در مراحل اولیه استارتاپ، نقش عملیاتی شامل افزایش بهره وری تیم است تا اطمینان حاصل شود که ایده محصول در اسرع وقت به واقعیت تبدیل می شود.

در اصل, یک مدیر عملیات اطمینان می دهد که همه افراد آنچه را که باید انجام دهند انجام می دهند و استارتاپ را در کنار هم نگه می دارد. این یک نقش گسترده است و یک مدیر عملیات باید هر روز انعطاف پذیر باشد تا مشکل را حل کند و تیم خود را پیگیری کند.

علاوه بر پشتیبانی از تیم, یک مدیر عملیات همچنین در جمع آوری بودجه, تجزیه و تحلیل بازار و مدیریت تولید کمک می کند.

هنگامی که یک استارتاپ بازار مناسبی برای محصولات خود پیدا کرد و راه خود را یافت, یک مدیر عملیات مسئولیت در کنار هم نگه داشتن استارتاپ را برعهده دارد تا آن را در مسیر خود نگه دارد.

 

این نقش بر روی ساماندهی سیستم های عملیاتی, فرآیندها و سیاست ها کار می کند. مدیر عملیات همچنین از نزدیک به بهره وری و اثربخشی سایر تیم های داخلی مانند امور مالی, منابع انسانی و فناوری توجه خواهد کرد (البته برای شرکتی که به اندازه کافی بزرگ باشد تا آنها را استخدام کند). آنها همچنین با بکارگیری یک استراتژی ارتباطات بین بخش ها را هماهنگ می كند, بنابراین عملكرد آنها را آسان تر خواهد کرد.

مسئولیت های اصلی مدیر عملیات استارتاپ:
  • ساختار و فرآیندهای کلی در شرکت
  • برنامه ریزی و بررسی لجستیک, منابع انسانی و خدمات کلی
  • مدیریت رویدادهای پیش بینی نشده
  • اجرای مشاغل و وظایف (به کارگیری هر روشی برای اطمینان از اینکه منابع انسانی به موقع به کار مشتری می پردازند)

شماره 6: مدیر ارشد بازاریابی CMO – بازاریاب

در یک استارتاپ, اهمیت یک مدیر ارشد بازاریابی (CMO) مورد غفلت واقع شده است چرا که می تواند با یک اشتباه بزرگ یک شرکت را از کار بیندازد.

CMO مسئولیت بازاریابی و محرک تقاضا و رشد محصول شرکت را بر عهده دارد و شرکت CMO را مسئول موفقیت و عدم موفقیت خود می داند. آنها وظیفه ایجاد و جذب مشتری استارتاپ, ایجاد درآمد و از همه مهم تر سودآوری شرکت را بر عهده دارند.

در مراحل اولیه استارتاپ, CMO همچنین همراه با کلیه ارتباطات بازاریابی, محرک اصلی استراتژی های تعامل, حفظ, خلاقیت و مارک تجاری است.

 

مدیر ارشد بازاریابی CMO
مدیر ارشد بازاریابی CMO

مایک گراندینتی به عنوان CMO هشت استارتاپ بوده است. او می گوید استارتاپ ها (به ویژه آنهایی که در فناوری هستند) معمولاً فقط با یک ایده کار می کنند و فاقد نفوذ اساسی در بازاریابی برای ایجاد یک تجارت موفق هستند: نام تجاری قدرتمند, فهرست مشتریان وفادار و مرجع شناخته شده.

مشاهده مطلب
برنامه کسب و کار(بیزینس پلن) در مقابل برنامه فروش : کدام مهم ترهستند؟

وی می گوید: “همچنین موانع مالی آشکاری وجود دارد که محدودیت هایی برای بودجه بازاریابی ایجاد کرده که اگر تفکر خلاق و توانمندی در چارچوب تیم نباشند, مانع رشد فوری می شوند.”

“این خصوصاً برای شرکت هایی که تابع مشتری هستند، چالش برانگیز است که در آن شکست به سادگی اتفاق می افتد .”

و به همین دلیل است که داشتن CMO مناسب می تواند به معنای واقعی کلمه استارتاپ شما را بسازد یا تخریب کند. هزینه یک CMO معمولی 250،000 دلار + حقوق پایه (هزینه ذکر شده برای پاداش +50٪ -1.25٪ سهام) است . بنابراین استخدام CMO مناسب برای امور مالی شرکت نیز بسیار مهم است.

مسئولیت های اصلی CMO استارتاپ:
  • به دست آوردن کاربر, رهبری تولید و حفظ مشارکت
  • کلیه ارتباطات بازاریابی
  • برندسازی
  • تحقیق و تجزیه وتحلیل
  • بازاریابی محصول و موقعیت یابی

شماره 7: CFO – مدیر مالی

اینکه در مراحل اولیه استارتاپ نیاز به  یک مدیر ارشد مالی (CFO) داشته باشد یا نه, موضوعی است که به شدت مورد بحث است.

مدیریت مالی یک استارتاپ چقدر می تواند سخت باشد ؟

واقعیت این است, نقش CFO فراتر از شمارش پول نقد است. آنها همچنین مسئول رشد شرکت, ایجاد روابط جدید با شرکت ها و ایجاد فرآیندهای مالی و گزارش های مورد نیاز هستند که می توانند هنگام مقایسه شرکت استفاده شوند.

CFO مناسب می تواند به مسائل مالی یک استارتاپ پردازد. آنها به یک استارتاپ کمک می کنند تا بتواند وجهی را که دراختیار دارد بهینه استفاده کند  و برای زمانی که شرکت با شرایط دشوار روبرو می شود, برنامه ریزی کند .

مدیر ارشد مالی (CFO)
مدیر ارشد مالی (CFO)

طبیعی است استارتاپ فقط هنگامی حسابدار استخدام می کند که به مشکل برخورده است, و یک مدیر عامل احتمالاً  می تواند سود و زیان شرکت را بدست آورد. اما برای یک استارتاپ سخت است که بدون CFO, روی هیئت مدیره  (به ویژه اگر سرمایه گذار داشته باشند) بی هیچ معیار و نتایجی تأثیر بگذارد.

CFO وضعیت یک استارتاپ را با ارقام نشان می دهد. اگر پول زیادی در یک منطقه خاص هزینه شود, یا از آن به درستی استفاده نشود, CFO می تواند آن را مشخص کرده و راه حلی ارائه دهد.

مسئولیت های اصلی CFO استارتاپ:
  • تهیه بودجه
  • نظارت بر هزینه ها و درآمد ها
  • بررسی, تحلیل و گزارش در مورد داده های مالی و عملکرد شرکت
  • کنترل برنامه های مالی استارتاپ و ریسک مرتبط با اهداف آینده

شماره 8: فروش – کارگزار

به نظر می رسد شغل فروش در یک  استارتاپ هیجان انگیز است, اما مدیر فروش در یک استارتاپ جهانی متفاوت است با مدیر فروش در یک شرکت سازمانی است.

مایکل پیچی برای HubSpot نوشت که یک فروشنده معمولی نمی تواند در بخش فروش استارتاپ باقی بماند. چون از همان ابتدا بخش فروش وجود ندارد  و به مهارت های مختلفی برای فروش لازم است.”

در یک استارتاپ، مدیر فروش تجربه مطالعات موردی یا مشتری فروشگاه های موفق را ندارد که هنگام جستجوی کاربر از آن استفاده کند. درعوض، آنها باید مشتری احتمالی را ترغیب كنند كه روی یك محصول آزمایش نشده از یك شركت ناشناخته ریسک کند. و امیدوار باشد  كه برای این  محصول پرداخت كند. آنها باید برروی  بستن هرچه بیشتر معاملات متمرکز شوند و هر کاری را برای تحقق آن انجام دهند، تا شرکت شانس ادامه فعالیت داشته باشد.

بنابراین استخدام شغل فروش در مراحل اولیه استارتاپ به این معنی است که آنها نیاز به یک مهارت نرم افزاری دارند. آنها باید فرصت متقاعد کردن مشتری احتمالی را بدست آورند و این نه تنها به اعتماد به نفس و پشتکار, بلکه به درک عمیق ازاستارتاپ، اهداف بلند مدت آن  و فرهنگ آن نیز نیاز دارد.

هنگامی که استارتاپ رشد می کند و شرکت شروع به استخدام کارمند فروش بیشتری می کند، مدیر فروش بیشتر روی یک نقش مدیریتی حرکت می کند. آنها سپس کنترل قیف فروش شرکت را به دست می گیرند، و تیم های فروش را برای رسیدن به اهداف فروش آموزش می دهند.

مسئولیت های اصلی مدیر فروش دریک استارتاپ:
  • پیش بینی و بستن معاملات فروش
  • ایجاد و تعریف استراتژی فروش, فرآیندها و تاکتیک ها
  • استخدام, آموزش و مدیریت بازاریاب های فروش
  • مشاوره به بازاریاب های فروش در معاملات خود و کمک به حل مشکل آنها

شماره 9: موفقیت پشتیبانی از مشتری

موفقیت یک استارتاپ متکی به راضی نگه داشتن مشتریان (و حفظ  آنها) است, به خصوص در مراحل اولیه آن.

اینجاست که یک مدیر حمایت از مشتری (CSM) به میدان می آید. CSM وظیفه دارد اطمینان از ارزش محصولات وهمچنین اطمینان از تجربه ای فراموش نشدنی از محصول این شرکت را به شما می دهد.

منبع تصویر

در مراحل اولیه یک استارتاپ, بعید است شرکت سرمایه ای برای استخدام کارکنان پشتیبان مشتری داشته باشد. بنابراین غیر قابل قبول نیست که CSM ها 50٪ از وقت خود را برای پاسخ دهی به مشتری بگذرانند.

اما CSM نقش اساسی در ایجاد ارتباط با مشتری دارد به طوری که می تواند مشتری را تحت تاثیر کلام خود قرار دهد  و این باعث موفقیت یک استارتاپ شود. فراتر از راضی کردن مشتریان, یک CSM همچنین فرآیندهای داخلی و گردش کار را برای سرعت بخشیدن به پشتیبانی از مشتری ایجاد می کند تا کارشان آسانتر انجام گیرد.

هنگامی که CSM فرآیندها و گردش کار را برای مشتریان جدید ایجاد می کند, ارزش زمان مشتری را به آسانی کاهش می دهد. و به عنوان شتاب دهنده استارتاپ, یک CSM جریان کاری بین مشتری و تیم فروش را ایجاد می کند تا اطمینان حاصل کند مشتری جدید پس از خرید یک محصول, مبادله راحتی داشته باشد.

مسئولیت های اصلی CSM  یک استارتاپ:
  • دادن تجربه ای فراتر از انتظار به مشتریان برای حمایت آنها ازبرند و ترغیب کلامی برای جذب مشتریان
  • گردش کاری و فرآیندهای داخلی را بین تیمهای فروش و بازاریابی ایجاد می کند تا زمان ورود به سیستم را برای مشتریان جدید کاهش دهد
  • به مشتریان کمک می کند ارزش محصول شما را سریع ببینند این امر با پیاده سازی مدیریت محصول و ورود به سیستم محقق می شود
  • افزایش درآمد با تمدید تشویق ها, فروش مکمل, بیش فروشی و توسعه طلبی
  • پیشنهادات خود را از بازخورد مشتری به بخشهای داخلی منتقل می کند.

سخن آخر

استخدام کارکنان مناسب برای استارتاپ  مانند  جستجوی “Rockstars” یا “Ninjas” نیست.

افرادی را استخدام کنید که مهارت و مدرک مرتبط دارند, همچنین آنها توانایی سازگاری با کار در یک تیم کوچک را خواهند داشت. کار در یک استارتاپ به این معنی است که هیچ دو روزی یکسان نخواهد بود. بنابراین هر بار که برای استارتاپ  خود نقش ایفا می کنید, به خاطر داشته باشید که بهترین فرد برای پر کردن آن کسی است که سازگار باشد و مأموریت شرکت را در اولویت قرار دهد.

در استارتاپ, جایی برای “این کار من نیست” وجود ندارد. این همه دست در دست هم هستند تا بتوانند محصولی را به بازار عرضه کرده و ایده خود را به واقعیت تبدیل کنند. این افراد را پیدا کنید و با این کار می توانید یک ستون اصلی در موفقیت استارتاپ خود داشته باشید.

نوشته شده توسط رابی ریچاردز

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 1 میانگین: 5]

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره با ما whatsapp